Grenzeloos ماستریخت

چرا ما مسیر متفاوتی را در پیش گرفتیم

از تعطیلی رستوران‌ها تا فرصت‌های جدید - و اینکه چگونه یک تغییر اجباری به ما آموخت که چه چیزی واقعاً مهم است


بعد از پنج سال اداره رستوران، مشخص شد که مدل ما پایدار نیست. با وجود تمام تلاش‌ها، یارانه‌ها و این واقعیت که بنیانگذاران تقریباً هر ماه بدون حقوق کار می‌کردند، ما هنوز در حال ضررهای ساختاری بودیم.

وقت یک انتخاب اساسی بود.

مجموع مشکلات

چالش‌های ما به صورت جداگانه شاید قابل حل بودند، اما در کنار هم وضعیتی غیرقابل تحمل ایجاد کردند:

مالیزیان‌های ساختاری علیرغم یارانه‌ها و عدم پرداخت حقوق به بنیانگذاران
عملیاتیغیبت تیم به دلیل بیماری و سایر چالش‌ها + چالش‌های برنامه‌ریزی مداوم پیرامون کارآموزان
خارجی: تعهدات بازپرداخت فعلی که ما نمی‌توانستیم از عهده آنها برآییم
استراتژیکبدون سرمایه‌گذاری‌های کلان، هیچ مسیر واقع‌بینانه‌ای برای سودآوری وجود ندارد

نتیجه واضح بود: مدل فعلی ما کار نمی‌کرد و در آینده هم کار نخواهد کرد.

گزینه‌های استراتژیک

ما سه انتخاب واقع‌بینانه داشتیم:

۱. حفظ وضع موجود خطر ورشکستگی نهایی، با تمام عواقب آن برای کارآموزان، کارمندان و ذینفعان.

۲. سرمایه‌گذاری سنگین روی توسعه نوسازی، حرفه‌ای‌سازی، گسترش به بیش از ۸۰ صندلی. اما بدون ضمانت موفقیت و با ریسک مالی بالا.

۳. رستوران را ببندید و یک دوره جدید را شروع کنید در کوتاه‌مدت دردناک است، اما عناصر ارزشمند رویکرد ما را حفظ می‌کند.

آنچه می‌خواستیم حفظ کنیم

گذشته از همه چالش‌های عملیاتی و مالی، تأثیر ما به وضوح قابل مشاهده بود. افراد واقعاً در طول مسیر ما رشد کردند، مهارت‌های زبانی خود را بهبود بخشیدند و شبکه‌های ارتباطی خود را گسترش دادند.

مشکل، روش‌شناسی تأثیرگذاری ما نبود، بلکه مدل کسب‌وکار ما بود.

سوال این شد: چطور می‌توانیم چیزی را که کار می‌کند، بدون بخش‌هایی که ما را از کار می‌اندازند، حفظ کنیم؟

جهت جدید

به جای اینکه خودمان فعالیت‌های عملیاتی را انجام دهیم، روی موارد زیر تمرکز کردیم:

مسیرهای داخلیتوسعه مسیرها در سایر سازمان‌ها
فناوری پشتیبانیابزارهایی که به فرآیند ادغام کمک می‌کنند، به عنوان مثال با کاهش موانع ارتباطی 

ایده اصلی: تمرکز بر روی مواردی که ارزش افزوده ایجاد کرده‌ایم (راهنمایی، آموزش و فناوری) و اجازه دادن به دیگران برای انجام کاری که در آن بهتر هستند (اداره سازمان خود).

اولین آزمایش‌ها

ما شروع به آزمایش این موضوع کردیم که آیا روش ما در خارج از صنعت مهمان‌نوازی نیز کار می‌کند یا خیر:

ابزارهای ارتباطی هوش مصنوعیسیستم‌های ترجمه همزمان در طول مکالمات مهم ترجمه سندحمایت از بوروکراسی هلندی
پایلوت مراقبتهمکاری با Zorg&Co که در آن دارندگان وضعیت اقامت وظایف مراقبتی را تحت راهنمایی همراه انجام می‌دهند

این طرح‌های آزمایشی نشان دادند که مسیر جدید ما امیدوارکننده است.

طرح آزمایشی مراقبت به عنوان اثبات مفهوم

همکاری با Zorg&Co به یک اعتبارسنجی مهم تبدیل شد. یک دارنده وضعیت اقامتی در آنجا تحت نظارت یک همکار باتجربه کار می‌کرد، مهارت‌های عملی را یاد می‌گرفت و در ارائه مراقبت‌های واقعی مشارکت داشت.

برای سازمان مراقبت‌های بهداشتی این امر ارزشمند بود زیرا آنها در کمبودهای ساختاری کارکنان پشتیبانی دریافت کردند. برای شرکت‌کننده فرصتی بود تا در بخش دیگری تجربه کاری کسب کند.

شرکت Zorg&Co اعلام کرد که می‌خواهد این رویکرد را در مقیاس وسیع‌تری اجرا کند. این نشان می‌دهد که این مدل کار می‌کند، اما بدون بار عملیاتی داشتن رستوران شخصی.

آنچه نگه داشتیم در مقابل آنچه رها کردیم

حفظ:

  • روش راهنمایی (یادگیری عملی، پشتیبانی دوستان، مربیگری شخصی)
  • شبکه شرکا و ذینفعان
  • شش سال تجربه و تخصص
  • اعضای تیم با سابقه

رها کردن:

  • رستوران با تمام پیچیدگی‌های عملیاتی
  • هزینه‌های ثابت بالای یک مکان فیزیکی
  • مسئولیت مستقیم برای فرآیندهای کامل
  • تمایل به انجام همه کارها توسط خودتان

مدل جدید

جهت‌گیری مجدد ما بر سه رکن متمرکز بود:

۱. توسعه مسیرکمک به سایر سازمان‌ها برای ایجاد فرآیندهای یکپارچه‌سازی مؤثر
۲. فناوری پشتیبانیتوسعه ابزارهایی که ادغام را تسهیل می‌کنند
۳. انتقال دانشآموزش و مشاوره بر اساس روش‌های اثبات‌شده

درس‌های استراتژیک

پایبندی به یک مدل می‌تواند نتیجه‌ی معکوس داشته باشدما مدت زیادی به رستوران پایبند ماندیم چون خیلی روی آن سرمایه‌گذاری کرده بودیم.

تأثیرگذاری و مدل کسب‌وکار، مسائل جداگانه‌ای هستندتاثیر فوق‌العاده با یک مدل کسب‌وکار بد، پایدار نیست.

تمرکز، فرصت‌ها را خلق می‌کندبا انجام کارهای کمتر توسط خودمان، فضایی برای تمرکز روی شایستگی‌های اصلی‌مان داشتیم.

شبکه از دارایی‌ها ارزشمندتر استروابط و تخصص ما از دارایی‌های فیزیکی مهم‌تر شد.

انعطاف‌پذیری بر کمال غلبه می‌کندیک مدل تطبیق‌پذیر که «به اندازه کافی خوب» باشد، بر یک سیستم بی‌نقص اما انعطاف‌ناپذیر غلبه می‌کند.

اولین نتایج انتقال

چند ماه پس از تغییر مسیر، شاهد بودیم:

  • توسعه بیشتر طرح آزمایشی مراقبت با برنامه‌های توسعه‌ای
  • علاقه سایر سازمان‌ها به روش‌شناسی ما
  • فضایی برای نوآوری به جای صرفاً بقا
  • تعادل بهبود یافته بین کار و زندگی 

برای سایر کارآفرینان اجتماعی

در مورد مدل کسب و کار خود واقع بین باشیدنیت‌های خوب، سیاست‌های مالی ضعیف را جبران نمی‌کنند.

هم تأثیر و هم پایداری را اندازه‌گیری کنید: برنامه‌ای که به مردم کمک می‌کند اما سازمان شما را نابود می‌کند، در نهایت بی‌اثر است.

حاضر به تغییر مسیر باشید: اولین پیاده‌سازی شما به ندرت بهترین پیاده‌سازی شما است.

تمرکز بر ارزش منحصر به فرد: چه کاری را بهتر از دیگران می‌توانید انجام دهید؟ روی آن تمرکز کنید.

روی روابط سرمایه‌گذاری کنیدشبکه و تخصص اغلب ارزشمندتر از دارایی‌های فیزیکی هستند.

معنای گسترده‌تر

در تغییر مسیرمان، متوجه شدیم که حداکثر تأثیرگذاری همیشه به معنای انجام همه کارها توسط خودتان نیست. گاهی اوقات می‌توانید با مؤثرتر کردن دیگران، به دستاوردهای بیشتری برسید.

رستوران یک مرحله یادگیری ارزشمند بود، اما نقطه پایان نبود. با کنار گذاشتن آنچه که کارساز نبود، فضایی برای آنچه که می‌توانست کارساز باشد، ایجاد شد.

مدل جدید ما هنوز در حال توسعه است، اما جهت آن مشخص است: ما به سازمان‌های دیگر کمک می‌کنیم تا دارندگان وضعیت اقامت را به طور مؤثر راهنمایی کنند، بدون اینکه آنها مجبور باشند تمام مشکلاتی را که ما از سر گذرانده‌ایم، تجربه کنند.

این به نظر می‌رسد روشی پایدارتر برای سنجش تأثیرگذاری و روشی سالم‌تر برای انجام کسب‌وکار است.


در آخرین وبلاگ خود، درس‌های کلیدی را به اشتراک می‌گذاریم: شش نکته برای کارآفرینان اجتماعی آینده که می‌توانند از تجربیات ما بیاموزند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *